تگانهتگانه
بازار
سرگرمی
قرآن
خبرگزاری‌هاموضوعات
سیاستاقتصادورزشاجتماعیبین‌المللفرهنگ و هنرعلم و فناوریاستان‌هاحوادثسلامتدین و اندیشه
تگانه
تگانهاخبار خبرگزاری‌های فارسی، یک‌جا
ایرانسرگرمیخبرگزاری‌هاموضوعات

دسته‌بندی اخبار

سیاستاقتصادورزشاجتماعیبین‌المللفرهنگ و هنرعلم و فناوریاستان‌هاحوادثسلامتدین و اندیشه

سرگرمی

همه سرگرمیفال حافظفال شیخ بهاییفال تاروتفال قهوهفال لنورماندفال شمعفال ای‌چینگحساب ابجدفال چوبفال برگفال مارگاریتانشان سال تولد
درباره ماتماسحریم خصوصیشرایط استفاده

© 2026 تگانه

سرگرمی/فال/حساب ابجد/حروف

فرهنگ‌نامه

حروف ابجد

بیست‌وهشت حرف عربی و چهار حرف فارسی؛ ظاهر عدد و نقطه، باطن اسم حرف.

این صفحه فقط برای سرگرمی است. تگانه به فال و طالع‌بینی اعتقادی ندارد؛ با خیال راحت بازی کنید و برای تصمیم جدی به آن تکیه نکنید.

ابجد

ا

ابجد · آحاد · آتش

ا · الف

کبیر 1 · صغیر 1 · نقطه 0 · باطن اسم 111 · تکسیر باطن 3

ظاهر: یک خط عمود، بی‌نقطه. عدد کبیر ۱، صغیر ۱، از آحاد و گروه ابجد.

باطن: اسمش الف است؛ باطن سه حرف، آغاز پنهان در ۱۱۱. نیروی آتش: شروع و خود.

ب

ابجد · آحاد · هوا

ب · باء

کبیر 2 · صغیر 2 · نقطه 1 · باطن اسم 4 · تکسیر باطن 4

ظاهر: یک نقطه زیر. کبیر ۲، صغیر ۲. زوج کوچک از ابجد.

باطن: اسم باء با همزه ۴ می‌شود. هوا: حرف، جفت، پذیرفتن.

ج

ابجد · آحاد · آب

ج · جیم

کبیر 3 · صغیر 3 · نقطه 1 · باطن اسم 53 · تکسیر باطن 8

ظاهر: یک نقطه داخل. کبیر ۳، صغیر ۳.

باطن: جیم ۵۳ است. آب: جمع شدن و حرکت نرم.

د

ابجد · آحاد · خاک

د · دال

کبیر 4 · صغیر 4 · نقطه 0 · باطن اسم 35 · تکسیر باطن 8

ظاهر: بی‌نقطه، دالِ باز. کبیر ۴، صغیر ۴.

باطن: دال ۳۵. خاک: قالب، در، ایستادن.

هوز

ه

هوز · آحاد · آتش

ه · هاء

کبیر 5 · صغیر 5 · نقطه 0 · باطن اسم 7 · تکسیر باطن 7

ظاهر: بی‌نقطه. کبیر ۵، صغیر ۵. گروه هوز.

باطن: هاء ۷. آتش میان: دگرگونی و نفس.

و

هوز · آحاد · هوا

و · واو

کبیر 6 · صغیر 6 · نقطه 0 · باطن اسم 13 · تکسیر باطن 4

ظاهر: بی‌نقطه، حلقه. کبیر ۶، صغیر ۶.

باطن: واو ۱۳. هوا: پیوند، و، با هم آمدن.

ز

هوز · آحاد · آب

ز · زای

کبیر 7 · صغیر 7 · نقطه 1 · باطن اسم 18 · تکسیر باطن 9

ظاهر: یک نقطه بالا. کبیر ۷، صغیر ۷.

باطن: زای ۱۸. آب تیز: برش و آزمون.

حطی

ح

حطی · آحاد · خاک

ح · حاء

کبیر 8 · صغیر 8 · نقطه 0 · باطن اسم 10 · تکسیر باطن 1

ظاهر: بی‌نقطه، سینه‌دار. کبیر ۸، صغیر ۸.

باطن: حاء ۱۰. خاکِ توان: حصار و حد.

ط

حطی · آحاد · آتش

ط · طاء

کبیر 9 · صغیر 9 · نقطه 0 · باطن اسم 11 · تکسیر باطن 2

ظاهر: بی‌نقطه با طره. کبیر ۹، صغیر ۹. تمام آحاد.

باطن: طاء ۱۱. آتش تمام: جمع یک دور ۹.

ی

حطی · عشرات · هوا

ی · یاء

کبیر 10 · صغیر 1 · نقطه 2 · باطن اسم 12 · تکسیر باطن 3

ظاهر: دو نقطه زیر در رسم عربی. کبیر ۱۰، صغیر ۱. اول عشرات.

باطن: یاء ۱۲. هوا: نسبت، مالِ من، کشش.

کلمن

ک

کلمن · عشرات · آب

ک · کاف

کبیر 20 · صغیر 2 · نقطه 0 · باطن اسم 101 · تکسیر باطن 2

ظاهر: بی‌نقطه. کبیر ۲۰، صغیر ۲.

باطن: کاف ۱۰۱. آبِ کف: گرفتن و پوشاندن.

ل

کلمن · عشرات · خاک

ل · لام

کبیر 30 · صغیر 3 · نقطه 0 · باطن اسم 71 · تکسیر باطن 8

ظاهر: بی‌نقطه. کبیر ۳۰، صغیر ۳.

باطن: لام ۷۱. خاکِ لام: تکیه، برای، به سوی.

م

کلمن · عشرات · آتش

م · میم

کبیر 40 · صغیر 4 · نقطه 0 · باطن اسم 90 · تکسیر باطن 9

ظاهر: بی‌نقطه، بسته‌دهان. کبیر ۴۰، صغیر ۴.

باطن: میم ۹۰. آتشِ میم: تمام، آبستن، میان.

ن

کلمن · عشرات · هوا

ن · نون

کبیر 50 · صغیر 5 · نقطه 1 · باطن اسم 106 · تکسیر باطن 7

ظاهر: یک نقطه بالا. کبیر ۵۰، صغیر ۵.

باطن: نون ۱۰۶. هوا: مرکب، ماهی، دوام.

سعفص

س

سعفص · عشرات · آب

س · سین

کبیر 60 · صغیر 6 · نقطه 0 · باطن اسم 120 · تکسیر باطن 3

ظاهر: سه دندانه بی‌نقطه. کبیر ۶۰، صغیر ۶.

باطن: سین ۱۲۰. آبِ سین: روانه، پرسش، سلسله.

ع

سعفص · عشرات · خاک

ع · عین

کبیر 70 · صغیر 7 · نقطه 0 · باطن اسم 130 · تکسیر باطن 4

ظاهر: بی‌نقطه، چشم. کبیر ۷۰، صغیر ۷.

باطن: عین ۱۳۰. خاکِ عین: دیدن، چشمه، ژرف.

ف

سعفص · عشرات · آتش

ف · فاء

کبیر 80 · صغیر 8 · نقطه 1 · باطن اسم 82 · تکسیر باطن 1

ظاهر: یک نقطه بالا. کبیر ۸۰، صغیر ۸.

باطن: فاء ۸۲. آتشِ فا: دهان، گشودن، جدا.

ص

سعفص · عشرات · هوا

ص · صاد

کبیر 90 · صغیر 9 · نقطه 0 · باطن اسم 95 · تکسیر باطن 5

ظاهر: بی‌نقطه، صادِ پهن. کبیر ۹۰، صغیر ۹. آخر عشرات.

باطن: صاد ۹۵. هوا: خلوص، جمعِ نُه در دهگان.

قرشت

ق

قرشت · مئات · آب

ق · قاف

کبیر 100 · صغیر 1 · نقطه 2 · باطن اسم 181 · تکسیر باطن 1

ظاهر: دو نقطه بالا. کبیر ۱۰۰، صغیر ۱. اول مئات.

باطن: قاف ۱۸۱. آبِ قاف: کوه، قدر، ایست در صد.

ر

قرشت · مئات · خاک

ر · راء

کبیر 200 · صغیر 2 · نقطه 0 · باطن اسم 202 · تکسیر باطن 4

ظاهر: بی‌نقطه. کبیر ۲۰۰، صغیر ۲.

باطن: راء ۲۰۲. خاکِ را: سر، تکرار، رفتن.

ش

قرشت · مئات · آتش

ش · شین

کبیر 300 · صغیر 3 · نقطه 3 · باطن اسم 360 · تکسیر باطن 9

ظاهر: سه نقطه. کبیر ۳۰۰، صغیر ۳.

باطن: شین ۳۶۰. آتشِ شین: پخش، سال‌وار، شعلهٔ پهن.

ت

قرشت · مئات · هوا

ت · تاء

کبیر 400 · صغیر 4 · نقطه 2 · باطن اسم 402 · تکسیر باطن 6

ظاهر: دو نقطه بالا. کبیر ۴۰۰، صغیر ۴.

باطن: تاء ۴۰۲. هوا: تمام شدن، تاج، بستن کار.

ثخذ

ث

ثخذ · مئات · آب

ث · ثاء

کبیر 500 · صغیر 5 · نقطه 3 · باطن اسم 502 · تکسیر باطن 7

ظاهر: سه نقطه بالا. کبیر ۵۰۰، صغیر ۵.

باطن: ثاء ۵۰۲. آبِ ثا: انبوه، رسوب، کثرت.

خ

ثخذ · مئات · خاک

خ · خاء

کبیر 600 · صغیر 6 · نقطه 1 · باطن اسم 602 · تکسیر باطن 8

ظاهر: یک نقطه بالا. کبیر ۶۰۰، صغیر ۶.

باطن: خاء ۶۰۲. خاکِ خا: خالی، سوراخ، کنار.

ذ

ثخذ · مئات · آتش

ذ · ذال

کبیر 700 · صغیر 7 · نقطه 1 · باطن اسم 731 · تکسیر باطن 2

ظاهر: یک نقطه بالا. کبیر ۷۰۰، صغیر ۷.

باطن: ذال ۷۳۱. آتشِ ذال: ذکر، برش از دال.

ضظغ

ض

ضظغ · مئات · هوا

ض · ضاد

کبیر 800 · صغیر 8 · نقطه 1 · باطن اسم 805 · تکسیر باطن 4

ظاهر: یک نقطه بالا. کبیر ۸۰۰، صغیر ۸.

باطن: ضاد ۸۰۵. هوا: فشار، ضد، فشرده.

ظ

ضظغ · مئات · آب

ظ · ظاء

کبیر 900 · صغیر 9 · نقطه 1 · باطن اسم 902 · تکسیر باطن 2

ظاهر: یک نقطه بالا. کبیر ۹۰۰، صغیر ۹. آخر مئات.

باطن: ظاء ۹۰۲. آبِ ظا: ظاهر سایه، ظن، پرده.

غ

ضظغ · الوف · خاک

غ · غین

کبیر 1000 · صغیر 1 · نقطه 1 · باطن اسم 1060 · تکسیر باطن 7

ظاهر: یک نقطه بالا. کبیر ۱۰۰۰، صغیر ۱. الوف.

باطن: غین ۱۰۶۰. خاکِ غین: پوشیده، غیبِ رقم، هزار.

حروف فارسی و همزه

پ

ابجد · هوا

پ · په

کبیر 2 · صغیر 2 · نقطه 3 · باطن اسم 7

ظاهر: سه نقطه زیر. در حساب جمل فارسی مثل ب است: کبیر ۲، صغیر ۲.

باطن: په ۷. باطن همان خوی ب است با نقطه‌های بیشتر در ظاهر.

چ

ابجد · آب

چ · چه

کبیر 3 · صغیر 3 · نقطه 3 · باطن اسم 8

ظاهر: سه نقطه داخل. مثل ج: کبیر ۳، صغیر ۳.

باطن: چه ۸. خوی جیم با ظاهر پُرنقطه.

ژ

هوز · آب

ژ · ژا

کبیر 7 · صغیر 7 · نقطه 3 · باطن اسم 8

ظاهر: سه نقطه. مثل ز: کبیر ۷، صغیر ۷.

باطن: ژا ۸. خوی زای؛ ظاهر سنگین‌تر از ز.

گ

کلمن · آب

گ · گاف

کبیر 20 · صغیر 2 · نقطه 0 · باطن اسم 101

ظاهر: سری به‌جای نقطه. مثل کاف: کبیر ۲۰، صغیر ۲.

باطن: گاف ۱۰۱. همان باطن کاف در حرف فارسی.

ء

ابجد · آتش

ء · همزه

کبیر 1 · صغیر 1 · نقطه 0 · باطن اسم 57

ظاهر: قطعهٔ جدا. در ظاهر مثل الف: کبیر ۱، صغیر ۱.

باطن: همزه ۵۷. قطع و وصل؛ باطنِ برشِ الف.

همهٔ حساب‌هاکبیر و صغیرعدد اسمنام مادر

جدول ابجد هوز

ترتیب گروه‌ها ابجد، هوز، حطی، کلمن، سعفص، قرشت، ثخذ، ضظغ است. هر حرف ظاهر دارد: شکل، نقطه، کبیر، صغیر، طبع. باطن اسم همان حرف است. پ چ ژ گ در فارسی به ب ج ز ک برمی‌گردند. این صفحه واژه‌نامه است؛ برای جمع به کبیر یا صغیر بروید.

چطور استفاده کنیم؟

  1. گروه حرف را پیدا کنید.
  2. ظاهر عدد را از باطن اسم جدا بخوانید.
  3. برای جمع عبارت به محاسبه‌گر برگردید.

چرا ی ده است نه یک؟

در کبیر، ی اول عشرات است: ۱۰. در صغیر همان ۱۰ به ۱ رد می‌شود.

سرگرمی‌های مرتبط

ابجد کبیر و صغیرمحاسبه ابجد نامطالع با نام مادر