خوی مخلوط
ب د آ
ظاهر: سه پرتاب از راست به چپ: ب، د، آ. ظاهر وجه بالا همین سه حرف است؛ اول باء، میان دال، آخر الف. شمارش: الف 1، باء 1، جیم 0، دال 1. وجه باء. خانه، جفت، ماندن. وجه دال. حد، در، قالب. وجه الف. آغاز، گشودن، یک.
باطن: پرتاب اول باء است؛ ظاهر نیت به خانه و جفت است. پرتاب میان دال است؛ وسط کار را قاب بگیرید. پرتاب آخر الف است؛ پایان این بازی به آغاز تازه اشاره دارد. سه خوی جدا آمده. ظاهر مخلوط است. باطن: یک سو را زور نکنید؛ ظاهر را از باطن جدا بخوانید. این متن بازی است نه حکم زندگی.
عشق: در عشق حضور ثابت مهمتر از شور کوتاه است. در عشق حد بگذارید تا خفه نشود. در عشق حرف را باز کنید نه پنهان.
کار: در کار ریشه بگذارید؛ جا عوضعوض نکنید. در کار سند و سقف بگذارید. در کار یک شروع کوچک ببرید.
هشدار: ماندن از ترس حرکت هم بنبست است. در را که زیاد ببندید فرصت هم بیرون میماند. شروع بیحد میسوزاند.
